تبليغاتX
اشک سرد مهتاب

اشک سرد مهتاب

در ره عشق لیلی که سخت ترین ره است شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

از یه دوست.....

اگر دبير رياضي بودم ثابت ميكردم كه چگونه شعاع نگاهت از مركز قلبم مي گذرد... اگر دبير شيمي بودم نام تو را در قلبم پخش مي كردم تا محلول با محبت شود... اگر دبير ديني بودم مي دانستم كه بعد از خدا تو را مي پرستم... اگر دبير جغرافي بودم مي دانستم كه خوش آب و هوا ترين منطقه آغوش گرم تو است.....

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/12/09ساعت 18:48  توسط احساس  | 

از یه دوست.....

اگر دبير رياضي بودم ثابت ميكردم كه چگونه شعاع نگاهت از مركز قلبم مي گذرد... اگر دبير شيمي بودم نام تو را در قلبم پخش مي كردم تا محلول با محبت شود... اگر دبير ديني بودم مي دانستم كه بعد از خدا تو را مي پرستم... اگر دبير جغرافي بودم مي دانستم كه خوش آب و هوا ترين منطقه آغوش گرم تو است.....

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/12/09ساعت 18:46  توسط احساس  | 

Happy_Birthday_!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/12/01ساعت 20:26  توسط احساس  | 

غم نهفته ؟؟؟.......................

در بهار این کوچه

چه قدر گم شده باشم و

پیدا نشده باشم خوب است؟

در پاییز این خیابان

چه قدر نتوانسته باشم

آرزوهایم را از باد پس بگیرم

                                     خوب است؟

و چه قدر شعرهایم را

                         در این خانه

_همین خانه _

 

پای همین خرمالوها

                            چال کرده باشم، خوب است؟

به گمانم

می شد فقیرترین باغ ها را

دوبار و هر بار هفت پاییز

                              با آنان

                              چراغانی کرد

و بیش از این و

                       شاید

                          آنقدر خیلی بیش از این

  
که می شد جرات کرد و با آن

به اجرای دیگری از لبخند تو 

                                     اندیشید.

 

 

                         

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/09/02ساعت 19:3  توسط احساس  | 

دوست دارم یه حرفٍ...یه حرف که ظاهرش خیلی قشنگه.....

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

          عزیزم:
              
بازم میگی کمه؟؟؟؟...........

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/09/02ساعت 18:59  توسط احساس  | 

غریبه ی آشنا !!!

امشب تو را حس می کنم در سرزمین باد ها

محو نگاهت می شوم تو کیستی ای آشنا

ای آشنا امشب چرا شعرم غریبی می کند

با هر که غیر از یاد تو نا آشنائی می کند

در عصر بی اصل و نصب،مبهوت افکار توام

باور کن ای آبی ترین بهر تو من جان میدهم

تو در نگاه تلخ من نقش خدا را داشتی

گلهای زیبا را تو در گلدان فکرم کاشتی

در خلوت زردم تو را با عشق سودا می کنم

تصویر خوبیها توئی حیران منم،حیران منم

تقدیر را در گوشه ای از زندگی ام باختم

با یاد چشم سبز تو ، با درد غربت ساختم

ای کاش من هم مثل تو محو تماشا میشدم

یا مثل فکر آبی ات همرنگ دریا می شدم

در وحشت تاریک شب گر چه تو را گم کرده ام

بی هیچ غل و غش ، تو را امشب ترنم می کنم

برهیبت نورانی ات گلها تبسم می کنند

آینه ها در چشم تو خورشید را گم می کنند
 
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/09/02ساعت 18:57  توسط احساس  | 

شرح با شما.......

شما درباره ی این موجودات دوست داشتنی حرف بزنین من هیچی نمیگم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/09/02ساعت 18:53  توسط احساس  | 

به چشمهای تو سوگند...

 

 

ميگن چشمهای ادمها هيچ وقت دروغ نميگن. به نظر من هم همين طور هست ..

وقتی يه حس عاطفی بين دو نفر برقرار باشه از طرز نگاهشون ميشه فهميد ...تبلور احساس ادمها  چه غم چه شادی اشک هست که از چشمها مياد

ميگن چشمهای ادمها با هم حرف ميزنه. به نظر من درسته چون  خيلی از حرفها رو ادم اگه با چشم بگه

راحتتر هست مثلا دوستت دارم .

توی زيبايي چشم خيلی تاثير داره قابل توجه دخترها ارايش چشم خيلی موثره..

و در اخر اينکه چشمها اينقدر مقدس هستن که میشه گفت:به چشمهای تو سوگند....

چشمهايتان پایدار      

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/07/26ساعت 12:14  توسط احساس  | 

شبئ در حال مستئ ، تكيه بر جائ خدا كردم
در آن يك شب خدايئ ، من عجايب كارها كردم
جهان را روئ هم كوبيدم ، از نو ساختم گيتئ
ز خاك عالم كهنه ، جهانئ نو بنا كردم
كشيدم بر زمين از عرش ، دنيا دار سابق را
سخن واضح تر و بهتر بگويم ، كودتا كردم
خدا را بنده خود كرده ، خود گشتم خدائ او
خدايئ ، با تسلط هم به ارض و هم سما كردم
ميان آب شستم سر بسر برنامه پيشين
هر آن چيزئ كز اول بود نابود و فنا كردم
نمودم هم بهشت و هم جهنم هر دو را معدوم
كشيدم پيش نقد و نسيه ، بازئ را رها كردم
نماز و روزه را تعطيل كردم ، كعبه را بستم
وثاق بندگئ را ، از رياكارئ جدا كردم
امام و قطب و پيغمبر نكردم در جهان منصوب
خدايئ بر زمين و بر زمان ، بئ كدخدا كردم
نكردم خلق، ملا و فقيه و زاهد و صوفئ
نه تعيين بهر مردم مقتدا و پيشوا كردم
شدم خود عهده دار پيشوايئ در همه عالم
به تيپا ، پيشوايان را ، به دور از پيش پا كردم
بدون اسقف و پاپ و كشيش و مفتئ اعظم
خلايق را به امر حق شناسئ آشنا كردم
نه آوردم به دنيا روضه خوان و مرشد و رمال
نه كس را مفتخوار و هرزه و لات و گدا كردم
نمودم خلق را آسوده از شر رياكاران
به قدرت در جهان خلع يد از اهل ريا كردم
ندادم فرصت مردم فريبئ بر عبا پوشان
نخواهم گفت آن كارئ كه با اهل عبا كردم
به جائ مردم نادان ، نمودم خلق گاو و خر
ميان خلق آنان را پئ خدمت رها كردم
مقرر داشتم خالئ ز منت ، رزق مردم را
نه شرطئ در نماز و روزه و ذكر و دعاكردم
نكردم پشت سر هم ، بندگان لخت و عور ايجاد
به مشتئ بندگان آبرومند اكتفا كردم
هر آنكس را كه مئ دانستم از اول بود فاسد
نكردم خلق و عالم را ، برئ از هر جفا كردم
به جائ جنس موذئ آفريدم مردم دل پاك
قلوب مردمان را، مركز مهر و وفا كردم
نكردم خلق ، آمريكا و روس و انگلستان را
به موجودات عالم صلح و يكرنگئ عطا كردم
سرئ كو داشت بر سر فكر استثمار كوبيدم
دگر قانون استثمار را در زير پا كردم
رجال خائن ومزدور را ، در آتش افكندم
سپس خاكستر اجسادشان را بر هوا كردم
نه جمعئ را برون از حد بدادم ثروت و مكنت
نه جمعئ را به درد بئ نوايئ مبتلا كردم
نه يك بئ آبرويئ را ، هزاران گنج بخشيدم
نه بر يك آبرومندئ ، دوصد ظلم و جفا كردم
نكردم هيچ فردئ را ، قرين محنت و خوارئ
گرفتاران محنت را ، رها از تنگنا كردم
به جائ آنكه مردم را گذارم در غم و ذلت
گره از كارهائ مردم غم ديده وا كردم
بجائ آنكه بخشم خلق را امراض گوناگون
به الطاف خدايئ ، درد مردم را دوا كردم
جهانئ ساختم پر عدل و داد و خالئ از تبعيض
تمام بندگان خويش را، از خو د رضا كردم
نگويندم كه تا ريگئ به كفشت هست از اول
نكردم خلق شيطان را، عجب كارئ بجا كردم
چو مئ دانستم از اول كه در آخر چه خواهد شد
نشستم ، فكر كار انتها را، ابتدا كردم
نكردم اشتباهئ چون خدائ فعلئ عالم
خلاصه هر چه كردم خدمت و مهر و صفا كردم
زمن سر زد هزاران كار ديگر تا سحر ، ليكن
چو از خود بئ خبر بودم ندانستم چه ها كردم
سحر چون گشت ، از مستئ شدم هشيار
خدايا ، در پناه مئ ، جسارت بر خدا كردم
شدم بار دگر يك بنده درگاه او، گفتم
خداوندا ، نفهميدم ، غلط كردم ، خطا كردم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/06/09ساعت 12:22  توسط احساس  | 

عشق يعني رفتن راه وفا


عشق يعني پرواز در حال و هوا


عشق يعني جذب تو ترك جفا


عشق يعني چشم مست و بي ريا


عشق يعني سينه اي صاف از طلا


عشق يعني دو قلب از اوج نور


عشق يعني انتهاي يك غرور


عشق يعني مستي و ديوانگي


عشق يعني با جهان بيگانگي


عشق يعني بت پرستش يك خدا


ديدنت در اوج آنجا انتها


عشق يعني يك تخيل خواب ناز


عشق يعني با تو بودن يك نياز


عشق يعني لاله ها رنگ صفا


عشق يعني دوري و زجر و وفا


عشق يعني ديدن روياي تو


عشق يعني عشق و عشق و عشق تو

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/06/09ساعت 12:19  توسط احساس  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/06/09ساعت 12:17  توسط احساس  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/06/09ساعت 12:17  توسط احساس  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/06/09ساعت 12:16  توسط احساس  | 

دست خط خودم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/06/09ساعت 12:14  توسط احساس  | 

ميگن چشمهای آدمها هيچ وقت دروغ نميگن. به نظر من هم همين طور هست ..

وقتی يه حس عاطفی بين دو نفر برقرار باشه از طرز نگاهشون ميشه فهميد ...تبلور احساس ادمها  چه غم چه شادی اشک هست که از چشمها مياد

ميگن چشمهای ادمها با هم حرف ميزنه. به نظر من درسته چون  خيلی از حرفها رو ادم اگه با چشم بگه

راحتتر هست مثلا دوستت دارم .

توی زيبايي چشم خيلی تاثير داره قابل توجه دخترها ارايش چشم خيلی موثره..

و در اخر اينکه چشمها اينقدر مقدس هستن که میشه گفت:به چشمهای تو سوگند....

چشمهايتان پایدار      

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/06/09ساعت 12:13  توسط احساس  | 

شما هم درباره ی این تصویر یه چیزی بگین.....

هر چی دلتون می خواد!!! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/06/09ساعت 12:7  توسط احساس  | 

یه چی بگم بخندین...

آموزگار زبان فرانسه داشت در کلاس درس،درباره مونث و مذکر بودن اسم ها در زبان فرانسه توضیح می داد و دانشجویی که دچار تعجب شده بود پرسید:"رایانه مذکر است یا مونث؟"

آموزگار که مطمئن نبود پاسخ چیست،دانشجویان را به دو گره دختر و پسر تقسیم کرد و از دو گروه خواست که با ارائه استدلال به پرسش دانشجوی مذکور پاسخ دهند...

پاسخ دانشجویان دختر با دلائل زیر:"جنس رایانه مذکر است" زیرا:

*وقتی به آن عادت می کنیم،گمان می کنیم بدون آن کاری نمی توانیم بکنیم.

*با آن که داده های زیادی دارند نادان اند.

*قرار است مشکلات را حل کنند،اما در بیشتر اوقات معضل اصلی خودشان اند.

*همین که پای بند یکی از آنان شدید،متوجه می شویداگر صبر کرده بودید مورد بهتری نصیبتان می شد.

از طرف دیگر دانشجویان پسر نیز با دلائل زیر،"جنس رایانه مونث اعلام کردند:"زیرا:

*به غیر از خالق آنها،کسی از منطق درونی شان سر در نمی آورند.

*کسی از زبان ارتباطی میان آنها،سر در نمی آورد.

*کوچک ترین اشتباهات را،در حافظه دراز مدت خود ذخیره می کنند تا بعد ها تلافی کنند.

*همین که پای بند یکی از آنها شدید،باید تمام پولتان را صرف خرید لوازم جانبی برای آن بکنید.

و اما نظر شما.....................؟؟؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/06/03ساعت 18:37  توسط احساس  | 

غصه نخور عزیزم:

 شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني     زندگی :

هنگامه ی فریادهاست سرگذشت در گذشت یادهاست

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/05/27ساعت 11:35  توسط احساس  | 

بی وفایی

نقاش را گفتم :نقشی از زندگی بکش!!!               

با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید.....shenzar

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/05/25ساعت 19:50  توسط احساس  | 

رسوا

هر که را روی در نکو نامی است        

                              طمع عاشقی از او خامی است

چند گویی که عشق نام نکوست      

                               نام نکوی عشق بد نامی است

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/05/25ساعت 19:34  توسط احساس  | 

هدیه ای از قاصدک:

                         اي كاش...

آن طرف ها دورتر از سايه ها
اندكي نزديك تر تا مرز خورشيد و زمين
يك قفس پشت سكوتي تازه خود را بسته بود
يك پرنده ميله هاي آن قفس را چيده بود
آن طرف ها دورتر از اين دلواپسي
اندكي نزديك تر تا آشنايي ها و غربت
يك تبسم خويش را با ميله هاي آن قفس پيوسته بود
لحظه اي انديشه كردم!
سايه ها يك خواب بود
باز هم من خواب ديدم
خواب لبخندي كه همواره به دنبالش درون
ميله هاي يك قفس را جسته بود
باز هم من خواب ديدم

                                    

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/05/23ساعت 10:20  توسط احساس  | 

عمق نگاه

هر لحظه نگاه هر زني زيباست!تو صفای دل من بود
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/05/20ساعت 19:33  توسط احساس  | 

نگاه......................

نگاهت را نگیر از من که با آن عالمی دارم

    

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/05/18ساعت 12:34  توسط احساس  | 

عشق..............

در دریچه قلبم نوشتم ورود ممنوع،اماعشق آمد و گفت بیسوادم

دل شکسته من 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/05/18ساعت 12:25  توسط احساس  | 

تلاطم امواج

 کشتی عشق مرا،موج نگاه تو شکست...alonelove
+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/05/18ساعت 11:52  توسط احساس  | 

اندیشه جوانی

   

    نازنینا

ما به ناز تو جوانی داده ایم               

                       دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا

           mardan

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/05/17ساعت 13:45  توسط احساس  | 

دوباره سلام...خوب راستی کجا بودیم؟ آهان یادم اومد!داشتیم می گفتیم عشق چیه؟ آره جونم واستون بگه که.......

عشق   صحبت   پروانه  هاست                عشق دائم درفضای خانه هاست

عشق  معنای   طلوع   روشن   است       عشق   آواز   دل   دیوانه  هاست

عشق معنای سوختن باراستی است       عشق     قصه     آلاله    هاست

عشق  معنای  سخن  در  پرده  است       عشق  اعجاز وفا در  جان ماست

عشق امواج خروشان صفاست                عشق  پرواز  کبوتر  بچه  هاست

                                     وای وای وای.....

چه حرفای قلمبه ای---یکی نیست به من بگه آخه به تو چه فضول که عشق چیه؟ عاشق کیه؟... نه خدا وکیلی این حرفای قلمبه به من میاد؟... خودم که میگم نه!!! ولی...فضولم دیگه...همیشه سرم درد میکنه واسه اینجور فضولی ها!!!!!

پس بازم میگم...و به خودم میگم بگو،بگو تا خسته نشدی.....خوب بگو دیگه پس چرا معطلی---بگو

بگوازدولت بیدار ومی وجام بلور           بگو ازمستی و ازمست صبور

بگو از مهر و وفا بگو از بی تابی           بگوازقصه مهتاب ودل دریایی

بگو از خواب  خوش  نیمه شبم           قدمی  بر  دل  پر تاب  و   تبم

                    بگو،بگو از قصه شیدایی و رسوایی من

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/05/10ساعت 10:33  توسط احساس  | 

صورتک

 

دستها......از چشمها بیزار بودم!!!!! وقتی که دستان صداقت بی نمک بود!!!  حالا هزاران سال بعد از چشمهایت پی می برم.....              در هر نگاهت صورتک بود..........

 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/05/08ساعت 13:25  توسط احساس  | 

بدون شرح

                                                  

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/05/03ساعت 13:48  توسط احساس  | 

عشق الکن

              الکن عاشقی اینگونه به معشوقش گفت                                                که ع عشق تو تو دارم م م من در س س سر

زه هجران تو تو می ک کنم ناله و آه                       ررخم در غم هجرتو ه همچون ز ز زر
ب به یادتو ه هردم چوچو مرغی به نوا                   ش شوم از سر شب تا تا تا ب به س سحر
چو چو گشتم م م من عاشق روی تو گ گل            در تب وصل تو تو می خوخورم خون جگر
تو تو شمعی و م من همچو چو چون پروانه             ب گ گرد تو تو تو می گ گ گردم چو قمر
چه چه گردد ا اگر گوشه چشمی سوی من            ک کنی و بنمایی به حا حالم ن نظر
م م من همچو ف فرهاد و تویی لیلی من                ن نظر سوی م م من کن ا ا ایا موی کمر
گفت معشوق که من خوشگل و زیبا رویم               لحن زیبا و قد سرو و رخ خوب نگر
مخمل سرخ لبم رشک گل یاسمن است                 در تب عشق چو من سوخته صدهای دگر
چشم شهلا و تن سیم نما و لب من                        زده بر جان و روان همگان نارو شرر
دورشو مهر چو من را تو نباشی لایق                      برو از عشق چو من خوشگل و رعنا بگذر
تو سزاوار نهی تا که به تو دل بندم                           لایق چون من زیبا تو نباشی شوهر
گفت آن عاشق الکن به جوابش در دم                    ب ب بند تو تو تو کرد به قلبم ا اثر
ددرست است تو هستی خ خ خیلی ز ز زشت          با با باید ب بیابم خوخو خوشگل ت ت تر
د دلم را بشکستی و غمینم کردی                          در تلافی ن نبینم چاچا چاره دگر
در و وصف ل لبت بس که بگویم ل لبت                     در شباهت ب بود همچو کو کون انتر
ل لبت در ن نظر چون ل لبوی س س سرخ               خ خریدار لبت هرکه ش شد کرد ضرر
چ چ چشم تو چو چون چشم خروس وحشی           گیسوانت ه ه همچون مومو موی سگ گر
د دهان تو ه همچون د دهان تمساح                        بی بی بینی تو همچون کی کی .....خرنر
ببدن تو گ گ گرچه ل لطیف است ولی                   ق ق قلب تو غلیظ است ه همچون ح حجر
ا اگر بار دگر خی خی خی خیطم بکنی                   ب بگویم ک ک کذب و د دروغهای دگر
تیر آخر چو برید از زه عاشق بیرون                          لیلی قصه بخندید و گرفتش در بر
در دلش گفت همی عاشق الکن ع عجب                 ک ک کردم ززن احمق نادان را خر
ش ش شعر از ش "شهاب"و کا کا کام از م م من     د درخت ش ش شعرش ع عجب داد ثمر
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/05/03ساعت 13:33  توسط احساس  |